ناکردن

لغت نامه دهخدا

ناکردن. [ ک َ دَ ] ( مص منفی ) نکردن. مقابل کردن. رجوع به کردن شود.

فرهنگ فارسی

نکردن. مقابل کردن

جمله سازی با ناکردن

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 ترک کن کاری که آن کردی نخست کردن و ناکردن این باشد درست

💡 تا طبع دون نسازد مغرور اختیارت ناکردن است اولی کاری که می‌توانی

💡 فرض ورزید و سنت آموزید عذر ناکردن از کسل منهید

💡 بارها دادم قرار شکوه ناکردن ز یار غیرت دیدن به اغیارش، مرا بی‌تاب کرد

💡 ابن عطا گوید صبر ایستادن بود با بلا بحسن ادب و هم او گوید فانی گشتن بود اندر بلوی و اظهار ناکردن شکوی.

اسرع وقت یعنی چه؟
اسرع وقت یعنی چه؟
کلمه یعنی چه؟
کلمه یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز