ناقصی

لغت نامه دهخدا

ناقصی. [ ق ِ ] ( حامص ) ناقص بودن. تمام و کامل نبودن.نقصان داشتن. حالت و صفت ناقص. رجوع به ناقص شود.

فرهنگ فارسی

مقصان داشتن کامل نبودن عدم تمامیت.

جمله سازی با ناقصی

💡 آنچه در گزارش خبری بی‌بی‌سی آمده‌است خلاصه ناقصی از پنجمین و آخرین پیام مبادله شده‌است. در این خبر به نقل از آقای خمینی آمده‌است که: «... ما با آمریکایی‌ها هیچ دشمنی خاصی نداریم…». در حالی که درمتن اصلی پیام آمده‌است: «ما با مردم آمریکا هیچ دشمنی خاصی نداریم…»

💡 تورفتگی‌های سنگ‌ها ممکن است از طریق فرآیندهای مختلفی شکل بگیرد. معمولاً شکاف‌هایی که در اثر فعالیت‌های تکتونیکی باز می‌شوند (چین‌خوردگی و گسل‌شدن) تا حدی با کوارتز، کلسیت، و سایر کانی‌های ثانویه پر می‌شوند اما پرشدگی‌های ناقصی باقی می‌ماند که همان تورفتگی‌های سنگ هستند.

💡 در اواخر سَدِه هشتم میلادی، فیلسوفی به نام شانکارا این موضوع را مطرح کرد که براهما و آتمان (ذات نفس) هر دو در اساس یکی هستند و ایزدان شخصی مورد پرستش هندوها نمودهای ناقصی از یک براهمای برتر است که «بی‌چون» است و با صفاتی که می‌شناسیم قابل تشخیص نیست.

💡 تا به خودداری گمانِ علم و دانش، ناقصی چون به نقصِ خود شدی قایل، کمال این است و بس

💡 دم از کمال زنی، ز آنکه ناقصی ناقص! کنی بدانش خود ناز، جاهلی، جاهل!!

💡 به علاوه، در سال ۱۹۹۲فاما و فرنچ نشان دادند که بتا مقیاس ناقصی از ریسک سرمایه‌گذاری است.

کپه اقلی یعنی چه؟
کپه اقلی یعنی چه؟
هورنی یعنی چه؟
هورنی یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز