لغت نامه دهخدا
موهون. [ م َ ] ( ع ص ) مرد سست. ( منتهی الارب ) ( آنندراج ) ( ناظم الاطباء ). || سست استخوان و سست بدن. ( از ناظم الاطباء ). || خوارشده. خوار. ذلیل. ( یادداشت مؤلف ).
موهون. [ م َ ] ( ع ص ) مرد سست. ( منتهی الارب ) ( آنندراج ) ( ناظم الاطباء ). || سست استخوان و سست بدن. ( از ناظم الاطباء ). || خوارشده. خوار. ذلیل. ( یادداشت مؤلف ).
سست، لاغر، ضعیف.
سست، لاغر، ضعیف
مرد سست.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 تا بدین کعبتین پیشه نمای کله شام و صبح موهون است
💡 از باشگاههایی که در آن بازی کرده است میتوان به باشگاه فوتبال بنگال شرقی، باشگاه ورزشی موهون باگان، و باشگاه فوتبال جی سی تی اشاره کرد.
💡 از باشگاههایی که در آن بازی کرده است میتوان به باشگاه ورزشی موهون باگان، باشگاه فوتبال بنگال شرقی، باشگاه فوتبال سالگائوکار، و باشگاه فوتبال چرچیل برادرز اشاره کرد.
💡 جاسوانت سینگ راجپوت (حدود 1926 - 28 ژانویه 2015) بازیکن هندی هاکی روی چمن بود که به عنوان وسط نیمه در تیم ملی هاکی روی چمن هند بازی میکرد. او در سطح باشگاهی برای بووانیپور و موهون باگان بازی کرد. او که به دلیل مهارت های دریبلینگ و کنترل توپ خود شناخته شده است، با تیم هند در 1948 و بازی های المپیک تابستانی 1952 مدال طلا کسب کرد.
💡 تیمهای محلی دهلی برنده دو دوره اول شدند. از آن تاریخ به بعد، باشگاههای کلکته در دهه ۱۹۵۰ و اوایل دهه ۱۹۶۰ و باشگاههای خارجی از اواخر دهه ۱۹۶۰ به مقام قهرمانی رسیدند. این مسابقات از سال ۱۹۹۷ به دلیل شلوغی برنامهها و تغییر ساختار سیاستهای فوتبال باشگاهی در هند، برگزار نشدهاست. موهون باگان آخرین برنده این مسابقات بود.