لغت نامه دهخدا
لاحقی. [ ح ِ قی ی ] ( ع ص نسبی ) منسوب به لاحق.
لاحقی. [ ح ِقی ی ] ( اِخ ) ( الَ... ) رجوع به ابان بن اللاحق شود.
لاحقی. [ ح ِ قی ی ] ( ع ص نسبی ) منسوب به لاحق.
لاحقی. [ ح ِقی ی ] ( اِخ ) ( الَ... ) رجوع به ابان بن اللاحق شود.
منسوب به لاحق
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 ۱- ترجمهٔ ابان بن عبدالحمید لاحقی از پهلوی به عربی: بر طبق منابع رجالی و کتابشناختی و تاریخی -از جمله الفهرست ابن ندیم- اولین کسی که داستان بوداسف و بلوهر را به عربی برگرداند، آبان لاحقی (متوفی ۲۰۰ه.ق) متهم به شعوبیگری است که این داستان را به خواهش یحیی بن خالد برمکی در قرن دوم هجری از پهلوی به عربی ترجمه کرد. متأسفانه این منظومه امروزه در دست نیست و نسخهای از آن باقی نماندهاست.