منتجم

لغت نامه دهخدا

منتجم. [ م ُ ت َ ج ِ ] ( ع ص ) روشن و تابان. ( غیاث ) ( آنندراج ). برآمده و طلوع کرده. ( از ناظم الاطباء ). فروزان. درخشان. ( یادداشت به خط مرحوم دهخدا ):
گفت حق در آفتاب منتجم
ذکر تَزّاور کذا عن کهفهم.مولوی ( مثنوی چ رمضانی ص 60 ).هر پیمبر که درآید در رحم
نجم او بر چرخ گردد منتجم.مولوی ( ایضاً ص 151 ).|| سرما و باران برطرف گشته.( ناظم الاطباء ) ( از اقرب الموارد ). رجوع به انتجام شود. || ابر واشده. ( ناظم الاطباء ).

فرهنگ عمید

طلوع کرده، تابان، درخشان.

جمله سازی با منتجم

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 ترانه‌های روستائی فیلمی به کارگردانی صابر رهبر و نویسندگی عزیزالله بهادری محصول سال ۱۳۴۳ است. در این فیلم ایرج، شهین و عباس منتجم شیرازی به‌عنوان خواننده حضور داشته‌اند.

تک پر یعنی چه؟
تک پر یعنی چه؟
بنده پروری یعنی چه؟
بنده پروری یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز