واژۀ مَفَاتِحُ در زبان عربی، جمع مِفْتَاح بهمعنای کلید است. این واژه از ریشۀ فَتَح مشتق شده که در قرآن کریم ۳۸ بار در قالبهای مختلف بهکار رفته است. علاوه بر این، احتمال داده شده که مَفَاتِحُ جمع مَفْتَح بهمعنای خزانه یا محل نگهداری اموال نیز باشد. بنابراین، این واژه از نظر لغوی میتواند دو معنای اصلی را دربر داشته باشد: نخست کلیدها و دوم خزائن.
در تفسیر آیات قرآنی، هر دو معنا قابل تأمل است؛ به این صورت که اگر مَفَاتِحُ بهمعنای کلیدها در نظر گرفته شود، دلالت بر قدرت و اختیار مطلق پروردگار بر همۀ گنجینههای غیب دارد و اگر بهمعنای خزائن تفسیر گردد، اشاره به خود گنجینهها و ذخایر پنهان عالم دارد. برخی مفسران نیز با استناد به قواعد اصولی، امکان جمع بین هر دو معنا را جایز شمردهاند؛ چرا که این دو مفهوم ملازم یکدیگرند و وجود خزانه همواره مستلزم وجود کلید است.
با این حال، با توجه به سیاق آیات و نیز کاربردهای دیگر واژۀ مَفَاتِحُ در قرآن، بهنظر میرسد معنای اصلی آن کلیدها باشد. این تعبیر با محتوای آیات که بر احاطۀ علمی خداوند بر غیب جهان تأکید دارند، هماهنگی بیشتری دارد؛ زیرا کلید نماد دستیابی به چیزی پنهان است و بیانگر آن است که تنها او قادر به گشودن درهای غیب و آشکار کردن آن است.
مفاتح. [ م َ ت ِ ] ( ع اِ ) ج ِ مفتاح. ( منتهی الارب ) ( آنندراج ). ج ِ مفتاح و مِفتَح. ( ناظم الاطباء ). ج ِ مفتح.( ترجمان القرآن ) ( اقرب الموارد ). کلیدها: و عنده مفاتح الغیب لایعلمها الا هو... ( قرآن 59/6 ). ورجوع به مفتاح و مفتح شود. || ج ِ مَفتَح.( ناظم الاطباء ) ( اقرب الموارد ). رجوع به مفتح شود.
کلیدها.
جمع مفتح
( اسم ) جمع مفتح کلیدها
[ویکی الکتاب] معنی مَفَاتِحُ: کلیدها
ریشه کلمه:
فتح (۳۸ بار)
«مَفاتِـحُ» جمع «مِفْتَح» (بر وزن بهتر) به معنای «کلید» است، و نیز ممکن است جمع «مَفْتَح» (بر وزن دفتر) به معنای «خزینه» و مرکز نگاهداری چیزی بوده باشد.
در صورت اول، معنای آیه چنین می شود: تمام کلیدهای غیب به دست او است، و در صورت دوم تمام خزانه های غیب.
این احتمال نیز وجود دارد که: هر دو معنا در یک عبارت مراد باشد، و همان طور که در علم اصول اثبات کرده ایم، استعمال یک لفظ در چند معنا مشکلی ندارد. و در هر صورت این دو لازم و ملزوم یکدیگرند; زیرا هر کجا خزانه ای است، کلیدی وجود دارد.
ولی بیشتر به نظر می رسد «مفاتح» به معنای کلیدها باشد، نه خزائن; زیرا هدف در اینجا بیان علم خدا است و آن با مسأله کلید که وسیله آگاهی از ذخائر مختلف است، متناسب تر می باشد، در دو مورد دیگر که کلمه «مفاتح» در قرآن به کار رفته، نیز منظور از آن کلید است.