زمیر

لغت نامه دهخدا

زمیر. [ زَ ] ( ع مص ) مصدر زمر. ( از منتهی الارب ) ( از ناظم الاطباء ). ( از اقرب الموارد ). رجوع به زمر شود.
زمیر. [ زَ ] ( ع ص، اِ ) کوتاه بالا. || کودک خوبروی. ( منتهی الارب ) ( ناظم الاطباء ) ( از اقرب الموارد ).
زمیر. [ زَ ] ( ع ص ) غناء زمیر؛ سرود نیکو. ( منتهی الارب ) ( ناظم الاطباء ) ( از اقرب الموارد ).
زمیر. [ زِم ْ می ] ( ع اِ ) نوعی از ماهی. ( منتهی الارب ) ( ناظم الاطباء ).
زمیر. [ زُ م َ ] ( اِخ ) بنوزمیر. نام بطنی از تازیان. ( از ناظم الاطباء ).

فرهنگ معین

(زَ ) [ ع. ] (ص. ) کوتاه قد.

فرهنگ فارسی

بنو زمیر نام بطنی از تازیان

ویکی واژه

کوتاه قد.

جمله سازی با زمیر

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 امپراتوری بیزانس: پس از پایان دوران امپراتوری روم عصر بیزانس آغاز می‌شود. در اوایل این دورهٔ عرب‌ها، سلجوق‌ها و سایر ملل برای ازمیر جنگ‌هایی با یکدیگر داشتند که نهایتاً در سال ۶۷۲ میلادی اعراب موفق به فتح ازمیر به قصد ایجاد پایگاهی برای حمله به استانبول گردیدند.

💡 زمیر کاروانم هست در خاطری حدیثی خوش که واپس ماندگان را چاره نبود جز سبکباری

💡 فرودگاه ازمیر ترکیه که با نام فرودگاه عدنان مندرس شناخته می‌شود، یکی از بهترین فرودگاه‌های ترکیه است و شهر ازمیر اهمیت ویژه‌ای در حمل و نقل ترکیه دارد. این فرودگاه برای کسانی که به این شهر سفر کرده‌اند کاملاً شناخته شده است.

💡 آلمورا یک شهر باستانی رومی در لودیه در ترکیه امروزی است که در استان ازمیر واقع شده‌است.

💡 پناه تو چه بود صاحب زمان دل مسکین زمیر عصر تو بیم و غم زمانه نداری

جاز یعنی چه؟
جاز یعنی چه؟
روش یعنی چه؟
روش یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز