ماموریت پذیر
مترادفها
وظیفهپذیر، ماموریتگرفته
متضادها
مأموریتناپذیر
فرهنگستان زبان و ادب
مأموریت پذیر
{mission capable} [علوم نظامی] ویژگی هواگَردی که از امکانات و تجهیزات لازم برای انجام مأموریت برخوردار است
جمله سازی با ماموریت پذیر
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب
💡 نیروهای عملیاتی سازمان باید افرادی بسیار آموزشدیده و ماموریت پذیر باشند تا بتوانند در شرایط سخت و بحرانی، وظایف خود را به درستی انجام دهند.
💡 شرکتهای استارتاپی برای موفقیت در بازار رقابتی، نیازمند تیمهای جوان و ماموریت پذیر هستند که با اشتیاق برای رسیدن به اهداف بزرگ تلاش کنند.
💡 فرمانده گروه، از تمامی اعضا خواست که در این عملیات حساس، کاملاً ماموریت پذیر و آماده مواجهه با هرگونه مانع غیرمنتظره باشند.