فرهنگ معین
( ~. کَ دَ ) [ ع - فا. ] (مص م. ) آب دادن.
( ~. کَ دَ ) [ ع - فا. ] (مص م. ) آب دادن.
آب دادن.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 از سوی دیگر دریاچه چاد درغرب این کشور واقع است و رود شاری پس از مشروب کردن جنوب غربی چاد و عبور از پایتخت وارد دریاچه مزبور میشود.
💡 این رود همچنین یکی از دو رود اسدآباد نیز بهشمار میآید که پس مشروب کردن اراضی اطراف خود با رود شهاب یکی شده، در انتها به رود گاماسیاب منتهی میشود.
💡 ۲- رود اترک: به طول ۵۰۰ کیلومتر، از بزرگترین رودهای ایران است که از دامنههای غربی کوه هزارمسجد (حوالی قوچان) سرچشمه گرفته و از شرق به غرب به موازات رود گرگان جریان یافته، پس از عبور از درههای کوهستانی و تنگههای باریک در شرق، با یک قوس به سوی دشتهای ساحلی تغییر جهت میدهد و در خلیج حسنقلی به دریای خزر میریزد. اهمیت این رود به سبب مشروب کردن اراضی خشک و نیمهخشک ایران و جمهوری ترکمنستان است.
💡 روستای رودمعجن در ۴۸ کیلومتری غرب تربت حیدریه واقع است. در ۴ کیلومتری این روستا آبشاری زیبا به ارتفاع ۲۸ متر پدید آمده که از رشتهکوه چهل تن در ۴۵ کیلومتری غرب شهرستان سرچشمه میگیرد. رودمعجن پس از ایجاد آبشار و مشروب کردن آبادی، در نزدیکی روستای رودمعجن وارد رودخانه حصارچه میشود.