مبادات
لغت نامه دهخدا
مبادات. [ م ُ ] ( ع مص ) با کسی دشمنی آشکار کردن. ( یادداشت به خط مرحوم دهخدا ). از مباداة عربی، آشکار کردن و ظاهر کردن دشمنی. و رجوع به مباداة شود.
مباداة. [ م ُ ] ( ع مص ) ( از «ب دو» ) آشکار کردن دشمنی. ( منتهی الارب ) ( آنندراج ) ( ناظم الاطباء ). الحدیث: انه امر ان یبادی الناس بامره؛ ای یظهره لهم. ( منتهی الارب ) ( ناظم الاطباء ).
جمله سازی با مبادات
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 با سور و پا سروری و تا هست روزگار بی سور و بی سرور مبادات هیچ روز
💡 گر از عشق گویا شدستی تو چون من مبادات از رنج و انده رهایی
💡 هیچ مبادات ز چرخ اندهی هیچ مبادت ز جهان کاستی
💡 ای رای راد بخش تو درمان ملک و دین این بیت فهم کن که مبادات هیچ درد