ماجو

لغت نامه دهخدا

ماجو. ( اِ ) مازو. ( ناظم الاطباء ) ( آنندراج ). رجوع به مازو شود.

فرهنگ فارسی

( اسم ) ۱- برجستگیهای کروی شکلی بقطر ۲٠ ۱۲ سانتیمتر که تحت اثر گزش حشر. مخصوصی بنام سی نیپس کالا تنکتوریا بر روی جوانه های درخت بلوط مازو ایجاد میشود. حشر. مذکور برای تخم گذاری پوست درخت بلوط مازو را سوراخ میکند و بر اثر این عمل مقدار زیادی از شیر. گیاهی درخت مذکور متوجه نقط. میشود وتدریجا بصورت برجستگیی در میاید که بنام مازو موسوم است. در ترکیب مازو ۶٠ تا ۷٠ درصد تانن ( اسید گالوتانیک ) - که ماد. اصلی مازو است - وجود دارد. بعلاوه مقدار کمی اسید گالیک و اسید الاژیک و مقداری مواد گلوسیدی و آمیدون موجود است. در صنعت از مازو جهت تهی. مرکب سیاه و رنگ کردن پارچه ها و نیز در چرم سازی از آن استفاده میکنند. در پزشکی بعنوان قابضی قوی مورد استعمال دارد مازوج عفص گلگاو.۲- گونه ای درخت بلوط که بنام بلوط مازو نیز موسوم است و در جنگلهای شمالی ایران هم میروید.

جمله سازی با ماجو

💡 حزب ترقی‌خواه صباح (پارتی ماجو صباح) حزبی سیاسی در استان صباح از کشور مالزی است. این حزب در ۲۱ ژانویه ۱۹۹۴ رسماً ثبت شد و عضوی از ائتلاف حاکم بر مالزی، باریسان ناسیونال (جبهه ملی)، است.

نجورسن یعنی چه؟
نجورسن یعنی چه؟
اسرار کردن یعنی چه؟
اسرار کردن یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز