لغت نامه دهخدا
لوح و قلم. [ ل َ / لُو ح ُ ق َ ل َ ] ( ترکیب عطفی، اِ مرکب ) رجوع به لوح ( در معنی کتاب مبین ) و قلم شود:
لوح و قلم به قطع دماغ و زبان توست
لوح و قلم بدان و ز لوح و قلم مپرس.عطار.
لوح و قلم. [ ل َ / لُو ح ُ ق َ ل َ ] ( ترکیب عطفی، اِ مرکب ) رجوع به لوح ( در معنی کتاب مبین ) و قلم شود:
لوح و قلم به قطع دماغ و زبان توست
لوح و قلم بدان و ز لوح و قلم مپرس.عطار.
( اسم ) مراد لوح محفوظ و قلم است.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 نظام دین علی شیر بیشه اسلام که یافت لوح و قلم از شعارش استظهار
💡 عرش و لوح و قلم و ملک دنی و ناسوت حمل و ثور و بروجات کواکب تاحوت
💡 همیشه لوح و قلم شاهدند بر سخنت که خامه تو نرفتست بر خطا کردن
💡 راز محبتیم ز ما گوش و لب تهیست حاشا که ما به لوح و قلم آشنا شویم
💡 آورد دبیر فلکی لوح و قلم را بسترد ز دیوان قضا نام ستم را