لفوف

لغت نامه دهخدا

لفوف. [ ل ُ ] ( ع اِ ) ج ِ لف. ( منتهی الارب ). رجوع به لف شود.

جمله سازی با لفوف

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 دوما دستور انحلال را نپذیرفت، و اعتصابگران بدون اعتنا به رژیم جلسات دسته جمعی خود را برگزار کردند، و ارتش نیز علناً در کنار کارگران قرار گرفت. چند روز بعد دولت موقت به ریاست شاهزاده لفوف (لووف) و با تأیید دوما تشکیل شد. روز بعد تزار از حکومت کناره‌گیری نمود. ضمناً، سوسیالیست‌ها در پتروگراد یک شورای کارگران و نمایندگان از سربازان تشکیل دادند تا قدرتی را که از دوما سلب شده بود به آن بازگردانند.

هیلا یعنی چه؟
هیلا یعنی چه؟
برین یعنی چه؟
برین یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز