لشکر شکستن

لغت نامه دهخدا

لشکر شکستن. [ ل َ ک َ ش ِ ک َ ت َ ] ( مص مرکب ) هزم. ( منتهی الارب ). بهزیمت دادن سپاه خصم.

فرهنگ فارسی

( مصدر ) مغلوب کردن لشکر منهدم ساختن سپاه.

جمله سازی با لشکر شکستن

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 بهم ایستادند از پیش اوی که لشکر شکستن بدی کیش اوی

💡 تا روز حشر یاد کنند اندر آن زمین لشکر شکستن و صفت کار زار او

💡 همه ایستادند در پیش اوی که لشکر شکستن بدی کیش اوی

اسرع وقت یعنی چه؟
اسرع وقت یعنی چه؟
چیره یعنی چه؟
چیره یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز