لغت نامه دهخدا
قیان. ( ع اِ ) ج ِ قَیْن. بندگان. ( از منتهی الارب ) ( از اقرب الموارد ) ( از آنندراج ). رجوع به قین شود.
قیان. ( ع اِ ) ج ِ قَیْن. بندگان. ( از منتهی الارب ) ( از اقرب الموارد ) ( از آنندراج ). رجوع به قین شود.
= قینه
بندگان و آن جمع قین است
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 بیگکندی (چالدران)، روستایی از توابع بخش دشتک شهرستان چالدران در استان آذربایجان غربی ایران است. این روستا در یک کیلومتری شمال شهر آواجیق قرار دارد و دروازه ورود به روستاهای صعب العبور مرزی مانند پیراحمدکندی، قیان کندی، سلیمان عاقل و… میباشد. روستای بیگ کندی دارای معماری جالبی نیز میباشد و به موازات رودخانه ای که از میان روستا میگذرد ساخته شده.