قع
لغت نامه دهخدا
قع. [ ق َع ع ] ( ع مص ) دلیر گردیدن در سخن. گستاخانه با کسی سخن گفتن. ( اقرب الموارد ).
قع. [ ق ُع ع ] ( ع ص ) نیک تلخ: ماء قع؛ آب غلیظ نیک تلخ. ( اقرب الموارد ) ( منتهی الارب ).
جمله سازی با قع
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب
💡 ناتوان ناتوان زبر قع ابر بکرشمه همی کند ایما