لغت نامه دهخدا
قزلر. [ ق ِ ل َ ] ( اِخ ) دهی از بخش اترک شهرستان گنبدقابوس واقع در 33000 گزی شمال خاوری داشلی برون، و کنار رودخانه اترک نزدیک مرز ایران و شوروی. در حدود 20 خانوار ترکمن چادرنشین اطراف این آبادی ساکن هستند. شغل اهالی زراعت دیم و گله داری است. پاسگاه مرزبانی دارد. زمستان به اطراف ارتفاعات نازلی داغ میروند. ( از فرهنگ جغرافیایی ایران ج 3 ).
قزلر. [ ق ِ ل َ ] ( اِخ ) دهی از دهستان چناران بخش حومه شهرستان مشهد و در 66 هزارگزی شمال باختری مشهد و 2 هزارگزی جنوب راه شوسه مشهد به قوچان. موقع جغرافیایی آن جلگه و هوای آن معتدل است. سکنه آن 163 تن. آب آن از قنات و محصول آن غلات، چغندر، کنجد. شغل اهالی زراعت و مالداری است. راه مالرو دارد. ( از فرهنگ جغرافیایی ایران ج 9 ).