فکک

لغت نامه دهخدا

فکک. [ ف َ ک َ ] ( ع اِمص ) فراخی قدم. ( منتهی الارب ). || شکستگی یکی از دو زنخ. || گشادگی پیوند دوش از فروهشتگی و سستی.( منتهی الارب ) ( از اقرب الموارد ). مؤلف اقرب الموارد معانی این کلمه را با حالت مصدری بیان کرده است.

فرهنگ فارسی

فراخی قدم. یا شکستگی یک از دو زنخ.

دانشنامه اسلامی

[ویکی الکتاب] تکرار در قرآن: ۲(بار)

جمله سازی با فکک

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 به دست خویش اسیریم فکک الاسرا میان خلق غریبیم ای غریب‌نواز

کون کردن یعنی چه؟
کون کردن یعنی چه؟
بنگر یعنی چه؟
بنگر یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز