لغت نامه دهخدا
چرخ غدار. [ چ َ خ ِ غ َدْ دا ] ( ترکیب وصفی، اِ مرکب ) آسمان. گردون. فلک. || بخت. || بخت بد و سرنوشت بد. ( ناظم الاطباء ). رجوع به چرخ ستمکار شود.
چرخ غدار. [ چ َ خ ِ غ َدْ دا ] ( ترکیب وصفی، اِ مرکب ) آسمان. گردون. فلک. || بخت. || بخت بد و سرنوشت بد. ( ناظم الاطباء ). رجوع به چرخ ستمکار شود.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 کسی کم بدو تازه بد عیش و عمر ربودش ز من چرخ غدار غمر
💡 از ریاض طرب آورده به دشت تعبم چرخ غدار که بر کینه نهادهست مدار