لغت نامه دهخدا
چرخ ستمکار. [ چ َ خ ِس ِ ت َ ] ( ترکیب وصفی، اِ مرکب ). کنایه از آسمان و فلک بیدادگر. || بخت. || بخت بد.سرنوشت بد. ( ناظم الاطباء ). رجوع به چرغ غدار شود.
چرخ ستمکار. [ چ َ خ ِس ِ ت َ ] ( ترکیب وصفی، اِ مرکب ). کنایه از آسمان و فلک بیدادگر. || بخت. || بخت بد.سرنوشت بد. ( ناظم الاطباء ). رجوع به چرغ غدار شود.
کنایه از آسمان و فلک بیدادگر یا بخت بد ٠
💡 بود مرادم که زود شب بشود روز وصل کی به مراد کسی چرخ ستمکار رفت
💡 یا مرتضی علی به شهیدان روا مدار ظلمی چنین که چرخ ستمکار کرده است
💡 عجب نباشد ار از طبع تو تغییر یافت مزاج چرخ ستمکار و طبع عالم لوم
💡 عارف از چرخ ستمکار ندارد پروا مست در حلقه زنجیر عسس می رقصد
💡 گر نیستی ز داد تو عالم شدی خراب با این ستم که چرخ ستمکار میکند
💡 دیدی چه کرد چرخ ستمکار و اخترش نامش مبر چه چرخ مه چرخ و مه اخترش