پیش ترک

لغت نامه دهخدا

پیشترک. [ ت َ رَ ] ( ص تفضیلی مصغر، ق مرکب ) مصغر پیشتر. کمی پیش. اندکی قبل:
پیشترک زین که کسی داشتم
شمع شب افروز بسی داشتم.نظامی. || اندکی جلوتر:
زینگونه که شمع می فروزم
گر پیشترک روم بسوزم.نظامی.من که درین منزلشان مانده ام
مرحله ای پیشترک رانده ام.نظامی.

فرهنگ عمید

کمی جلوتر، کمی پیش تر.

جمله سازی با پیش ترک

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 مطرب آغازید پیش ترک مست در حجاب نغمه اسرار الست

💡 شرم بادا لاله را! تا از چه روی پیش ترک من نقاب انداختست؟

💡 دنیس مردی بی‌سواد و کمی چاق است، که نامزدش، لیبی را پنج سال پیش ترک کرده. اکنون دنیس سعی دارد دوباره پیش نامزد سابقش برگردد. او که می‌فهمد لیبی با مرد خوشتیپ جدیدی آشنا شده است، تصمیم می‌گیرد خودی نشان دهد و از این رو برای کوچک کردن شکمش، خود را برای دوی ماراتون آماده می‌کند…

💡 من که درین منزلشان مانده‌ام مرحله پیش ترک رانده‌ام

کسکن یعنی چه؟
کسکن یعنی چه؟
شیمیل یعنی چه؟
شیمیل یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز