لغت نامه دهخدا
پرا. [ پ ِ ] ( اِخ ) بیگ اوغلو ناحیتی از اسلامبول و مسیحیان در آنجا مسکن دارند. دارای 288000 تن سکنه.
پرا. [ پ ِ ] ( اِخ ) بیگ اوغلو ناحیتی از اسلامبول و مسیحیان در آنجا مسکن دارند. دارای 288000 تن سکنه.
ناحیتی از اسلامبول و مسیحیان در آنجا مسکن دارند
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 جووانی د پرا آخرین بازی ملی خود را در سال ۱۹۲۸ میلادی انجام داد.
💡 جام زرین فلک سیم پرا کند به صبح جام زرکش به صبوحی زکف سیمبران
💡 بپای من که حدیثم ز طره و لب تست هوا عبیر پرا کند و ابر مروارید
💡 اندر تبار خواجه وجدان او مدیح مشت پرا که شعر پراکنده در بهار
💡 ریزد از هم آشیانها را چمن پرا چرا گر چمن را بهر مرغان چمن میپرورد