یک منش

لغت نامه دهخدا

یک منش. [ ی َ / ی ِ م َ ن ِ ] ( ص مرکب ) هم منش. متحدالطبع. ( یادداشت مؤلف ). یک سیره. یک نهاد. بر سیرت و طبعواحد. متحد. یک زبان. هم قول. متحدالقول:
به هر نیک و بد هر دوان یک منش
به راز اندرون هردوان بدکنش.بوشکور.

فرهنگ فارسی

هم منش متحد الطبع

جمله سازی با یک منش

💡 ز سنگی که در یک منش خون بود چو کوهی به‌هم بر نهی چون بوَد؟!

ممنون یعنی چه؟
ممنون یعنی چه؟
چوخ یعنی چه؟
چوخ یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز