یک قد
مترادفها
یک اندازه، به اندازه
لغت نامه دهخدا
یک قد. [ ی َ / ی ِ ق َ ] ( ص مرکب ) هم قد. دارای یک اندازه و یک بالا. ( ناظم الاطباء ). || ( ق مرکب ) به اندازه قامتی. به بالای مردی یا زنی.
- یک قدِ آدم؛ مقدار قد آدم. ( آنندراج ):
زد به سنگ آهن که افروزد چراغ خویش را
یک قد آدم علم شد آتش و فرهاد سوخت.محمد اسحاق شوکت ( از آنندراج ).
فرهنگ فارسی
همقد دارای یک اندازه و یک بالا
جمله سازی با یک قد
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 بر دوش پیمبر چو نهادی قدم، آمد معراج تو بالاتر ازو یک قد و بالا
💡 بسی بریدم و یک قد آرزو بنکرد لباس هیچ مرادی ز تنگ پهنایی
💡 خواهرانی همه بر یک قد و یک اندازه که سعادت همه از دیدنشان گیرد فال
💡 که یکی چراغ روشن ز هزار مرده بهتر که به است یک قد خوش ز هزار قامت کوز
💡 درازی او بود یک قد میل شکم زرد و تن تیره مانند نیل