لغت نامه دهخدا
میانه قد. [ ن َ / ن ِ ق َ ] ( ص مرکب ) میان بالا و میان قد. ( ناظم الاطباء ). متوسطقامت. ( آنندراج ). میانه قامت. میانه بالا. معتدل القامه. ( یادداشت مؤلف ). صعت. ( منتهی الارب ): ترکة؛ زن میانه قد. ( منتهی الارب ).
میانه قد. [ ن َ / ن ِ ق َ ] ( ص مرکب ) میان بالا و میان قد. ( ناظم الاطباء ). متوسطقامت. ( آنندراج ). میانه قامت. میانه بالا. معتدل القامه. ( یادداشت مؤلف ). صعت. ( منتهی الارب ): ترکة؛ زن میانه قد. ( منتهی الارب ).
میانه بالا: [ حمل ( دلالت کند بر ) میانه قد لاغر گونه...]
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 پرسیدند از اخلاص گفت: هرچه بر دیدار خدا کنی اخلاص بود و هرچه بر دیدار خلق کنی ریا بود خلق در میانه چه میباید جای اخلاص خدا دارد.
💡 در قرن نوزدهم سینسیناتی یکی از شهرهای با رشد انفجاری در میانه کشور بود. سینسیناتی اولین شهری است که پس از انقلاب آمریکا بنیان گذاشته شد و همچنین اولین شهر بزرگ درون سرزمینی کشور بود.
💡 عنایتی است مرادم ز تو دگر سهل است اگر بود زر من در میانه یا نبود
💡 تپه محمدشهری (در گویش محل: تپه حَمَه) مربوط به سدههای اولیه تا میانه دورانهای تاریخی پس از اسلام است و در شهرستان قروه، بخش دهگلان، روستای عباسجوب واقع شده و این اثر در تاریخ ۱۹ مرداد ۱۳۸۴ با شمارهٔ ثبت ۱۲۷۹۳ بهعنوان یکی از آثار ملی ایران به ثبت رسیده است.
💡 میانه من و او ربط دیده و نظر است که در نهایت دوری همیشه با اویم
💡 ویا چو زرین ماهی در آبگون دانی که از میانه فرو خواهد آمدن بکنار