گلمر
لغت نامه دهخدا
گلمر. [ گ ُ م َ ] ( اِ ) نام گلی است بغایت خوشبو. ( برهان ) ( آنندراج ) ( فرهنگ رشیدی ):
ز سوری کآن نه کم بود از کتاره
جگر میشد چو سوری پاره پاره
از آن گلمر که دل برد و روان هم
ز هر تن لاله رست و ارغوان هم.امیرخسرو ( از جهانگیری ). || نام نوعی از پیکان تیر. ( برهان ) ( آنندراج ) ( فرهنگ رشیدی ):
گشت رعنایان بود در زیر بید و پای گل
بوستان شیرمردان برگ بید و گلمر است.امیرخسرو ( از جهانگیری ).
فرهنگ عمید
۱. (زیست شناسی ) نام گلی: از آن گلمر که دل بردوزد آن هم / ز هر تن لاله رست و ارغوان هم (امیرخسرو: مجمع الفرس: گلمر ).
۲. [قدیمی] نوعی پیکان تیر.
فرهنگ اسم ها
اسم: گلمر (دختر) (فارسی) (طبیعت، گل) (تلفظ: gol mor) (فارسی: گلمر) (انگلیسی: gol mor)
معنی: گلِ مُر، گیاهی درختچه ای گرمسیری از خانواده ی سماق، گلِ گیاه یا درختچه ی مُر، ( مجاز ) زیبا و لطیف، ( گل، مر = گیاهی درختچه ای، گرمسیری از خانواده ی سماق )، گلِ گیاه یا درختچه ی مر
جمله سازی با گلمر
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 ووگ چستین را «بسیار دلپذیر با ویژگیهایی در چهرهٔ رنگپریدهاش که به آثار بوتیچلی میماند و ساختار استخوانی در صورتش که کمی مردانهاست، حتی تا زنخدان پایین چانهاش» توصیف میکند. در سال ۲۰۱۲ چستین در یک نظرخواهی که توسط پیتا برگزار شد به عنوان سکسیترین گیاهخوار انتخاب شد. از ۲۰۱۲ تا ۲۰۱۴ او در فهرست مجلهٔ اینترنتی اَسکمِـن برای خواستنیترین زنان قرار داشت، و در سال ۲۰۱۵ مجلهٔ گلمر او را جزو یکی از خوشلباسترین زنان سال نامید.