گرسنه چشمی

لغت نامه دهخدا

گرسنه چشمی. [ گ ُ رِ / رُ ن َ / ن ِ / گ ُ س َ / س ِ ن َ / ن ِ چ َ / چ َ ] ( حامص مرکب ) حرص و گدایی. ( آنندراج ) ( غیاث ):
چون خوانچه کنی تا ز سر گرسنه چشمی
از خوانچه گردون نکنی زله گدایی.خاقانی ( دیوان چ عبدالرسولی ص 442 ).فغان که کاسه زرین بی نیازی را
گرسنه چشمی ما کاسه گدایی کرد.صائب.رجوع به گرسنه چشم شود.

فرهنگ فارسی

۱ - حرص آزمند: چون خوانچه کنی تاز سر گرسنه چشمی از خوانچ. گردون نکنی زله گدایی. ( خاقانی ) ۲ - بخل امساک. ۳ - فقر گدایی.

جمله سازی با گرسنه چشمی

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 ز وصل شوق دل داغدار کم نشود گرسنه چشمی دام از شکار کم نشود

💡 چون خوانچه کنی تا ز سر گرسنه چشمی از خوانچهٔ گردون نکنی زله گدائی

💡 حرص را گرسنه چشمی شود از نعمت بیش هیچ نعمت ز خدا جز نظر سیر مخواه

💡 قارون زبار حرص به روی زمین نماند دام از گرسنه چشمی خودشد نهان به خاک

💡 علاج گرسنه چشمی نمی کند نعمت که چشم دام مکرر ز دانه پر شده است

💡 فغان که ساغر زرین بی نیازی را گرسنه چشمی ما کاسه گدایی کرد

نمایان یعنی چه؟
نمایان یعنی چه؟
چاه بیژن یعنی چه؟
چاه بیژن یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز