کینه ور

واژه «کینه‌ور» ترکیبی فارسی است که از «کینه» به‌معنای دشمنی و خصومت درونی، و پسوند «ـور» به‌معنای دارنده و برخوردار ساخته شده است. این واژه به کسی اطلاق می‌شود که دل پر از کینه دارد و احساس دشمنی را در درون خود نگه می‌دارد. فرد کینه‌ور معمولاً رنجش‌ها و آزردگی‌ها را فراموش نمی‌کند و آن‌ها را به‌صورت پنهان یا آشکار در رفتار خود بروز می‌دهد. در متون ادبی و اخلاقی، کینه‌وری صفتی ناپسند شمرده شده و در برابر بخشش و گذشت قرار گرفته است. انسان کینه‌ور اغلب در اندیشه انتقام یا آسیب رساندن به کسی است که او را سبب رنج خود می‌داند. این ویژگی می‌تواند روابط انسانی را تیره و ناپایدار سازد. شاعران و نویسندگان فارسی‌زبان از این واژه برای توصیف شخصیت‌های بدخواه و خصومت‌پیشه بهره برده‌اند. در مجموع، «کینه‌ور» صفتی است برای کسی که روح و رفتار او آمیخته با دشمنی و کدورت پایدار است.

لغت نامه دهخدا

کینه ور. [ ن َ / ن ِ وَ ] ( ص مرکب ) صاحب کینه و صاحب عداوت و بی مهر. ( برهان ). کینه دار. کینه ورز. ( آنندراج ). پهلوی، کین ور. ارمنی، کینه ور ( صاحب کینه ). ( حاشیه برهان چ معین ). حَقود. حاقد.( یادداشت به خط مرحوم دهخدا ). بی مهر و صاحب دشمنی وعداوت. بدخواه و بداندیش. ( ناظم الاطباء ). بسیار دشمن. آنکه دشمنی سخت از دیگری به دل دارد:
دو خونی برافراخته سر به ماه
چنان کینه ور گشته از کین شاه.فردوسی.درم داد و آن لشکر آباد کرد
دل مردم کینه ور شاد کرد.فردوسی.دل کینه ورْشان به دین آورم
سزاوارتر زآنکه کین آورم.فردوسی.سر کینه ورْشان به راه آورند
گر آیین شمشیر و گاه آورند.فردوسی.زو در جهان دلی نشناسم که نیست شاد
با او به دل چگونه توان بود کینه ور؟فرخی.برادر با برادر کینه وربود
زکینه دوست از دشمن بتر بود.( ویس و رامین ).گرچه شان کار همه ساخته از یکدگر است
همگان کینه ور و خاسته بر یکدگرند.ناصرخسرو.پیش تو در می رود این کینه ور
تو ز پس او چه دوی شادمان ؟ناصرخسرو.بسی پند گفت این جهاندیده پیر
نشد در دل کینه ور جایگیر.نظامی.- کینه ور شدن؛ دشمن شدن. عداوت پیدا کردن:
که باشم من اندر جهان سربه سر
که بر من شود پادشه کینه ور.فردوسی.- کینه ور گشتن؛ جنگ خواه شدن:
چو او کینه ور گشت و من چاره جوی
سپه را چو روی اندرآمد به روی.فردوسی. || منتقم و تلافی کننده بدی. ( ناظم الاطباء ). کینه کش. ( آنندراج ). انتقامجو. انتقام طلب:
از مار کینه ورتر ناسازتر چه باشد
گفتار چربش آرد بیرون ز آشیانه.لبیبی.بدسگال بدسگالت باد چرخ کینه ور
دوستار دوستارت باد جبار قدیر.سنائی.همه روز اعور است چرخ ولیک
احول است آن زمان که کینه ور است.خاقانی.دل کینه ور گشت بر کینه تیز.نظامی.لشکر انگیخت بیش از اندازه
کینه ور تیز گشت و کین تازه.نظامی.گرش دشمن کینه ور یافتی
به جز سر بریدن چه برتافتی ؟نظامی.

فرهنگ عمید

دارای کینه، انتقام جو.

فرهنگ فارسی

انتقام کشنده کینه ور: الوتر... کینور کردن

جمله سازی با کینه ور

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 دانا فرود وار درین سر گرفته حصن بیجرم و چرخ در طلبش کینه ور چو طوس

💡 به هنگام آن کو شود کینه ور ببندد به پیکار جستن کمر

💡 که تا به سایه دیوار تو پناه آرند که چرخ کینه ور و روزگار حادثه زاست

💡 به باد آتش تیز برتر شود پلنگ از زدن کینه ور تر شود

💡 همان آزمایش بد از روزگار ازین کینه ور تیزدل شهریار

حاشیه یعنی چه؟
حاشیه یعنی چه؟
قرین یعنی چه؟
قرین یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز