لغت نامه دهخدا
ژاور. [ وَ ] ( ص ) زفت و بخیل باشد:
کمربستگانند و بیچارگان
ابی شکانند و بی ژاوران.رودکی ( از فرهنگ اوبهی ).
ژاور. [ وَ ] ( ص ) زفت و بخیل باشد:
کمربستگانند و بیچارگان
ابی شکانند و بی ژاوران.رودکی ( از فرهنگ اوبهی ).
زفت و بخیل باشد.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 روز بعد، دانشجویان شورش کرده و موانعی را در خیابانی باریک در پاریس علم کردند. گاوروش مقام ژاور را کشف کرد و به آنژولراس گفت که او یک جاسوس است. وقتی آنژولراس با او روبهرو شد، او هویت خود و جاسوسی دانشجویان را رد کرد. دانشجویان او را به یک ستون در رستوران کورنت بستند. همان عصر ماریوس به خانهٔ والژان و کوزت در کوچه پلومه بازگشت امّا خانه را خالی یافت. او سپس صدایی شنید که دوستانش در سنگرها منتظر او هستند. او از رفتن کوزت شوریده حال شده بود امّا به صدا گوش داد و به سنگرها رفت.
💡 والژان و کوزت به پاریس گریختند. والژان اتاق جدیدی در خانهٔ گوربو کرایه کرد، جایی که کوزت و والژان با شادی زندگی میکردند. اما به هر صورت ژاور، چند ماه بعد توانست مکان والژان را پیدا کند. والژان با کوزت فرار کرد و ژاور و مأمورانش سعی در تعقیب آنها داشتند. آنها به زودی توانستند به کمک فوشلوان، کسی که والژان از زیر کالسکه نجاتش داد و به باغبانی دیری به پاریس فرستاد، در دیر پتیپیکپوس پناه بگیرند. همچنین والژان باغبان دیر و کوزت دانشآموز آنجا شد.