چرب و خشک

لغت نامه دهخدا

چرب و خشک.[ چ َ ب ُ خ ُ ] ( ترکیب عطفی، اِ مرکب ) کنایه از بد و نیک باشد. ( برهان ) ( آنندراج ). خوب و بد. ( ناظم الاطباء ). || کنایه از زیاده و کم باشد. || کنایه از سخا و بخل باشد. ( برهان ) ( آنندراج ). سخاوت و بخل. ( ناظم الاطباء ). || کنایه از سخی و بخیل باشد. ( برهان ) ( آنندراج ) ( ناظم الاطباء ).

فرهنگ فارسی

کنایه از بد و نیک باشد. خوب و بد. سخاوت و بخل.

جمله سازی با چرب و خشک

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 به چرب و خشک رباب و چغانه در سازش به خام و پخته پیمانه و سبو در جوش

💡 مردم چشمش که مشک اندام بود چرب و خشک از مشک و از بادام بود

سلیطه یعنی چه؟
سلیطه یعنی چه؟
کپه اقلی یعنی چه؟
کپه اقلی یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز