چراغ کلیم

لغت نامه دهخدا

چراغ کلیم. [ چ َ / چ ِ غ ِ ک َ ] ( ترکیب اضافی، اِ مرکب ) کنایه از آتش طور.کنایه از روشنائی و نوری که شب هنگام موسی کلیم در کوه طور دید و آنرا آتش افروخته پنداشت:
مشعل یونس و چراغ کلیم
بزم عیسی و باغ ابراهیم.نظامی.و رجوع به چراغ طور شود.
|| کنایه از ید بیضای موسی کلیم.

فرهنگ فارسی

کنایه از آتش طور. کنایه از روشنائی نوری که شب هنگام موسی کلیم در کوه طور دید و آنرا آتش افروخته پنداشت. یا کنایه از ید بیضائ موسی کلیم.

جمله سازی با چراغ کلیم

💡 مشعل یونس و چراغ کلیم بزم عیسی و باغ ابراهیم

اسکل یعنی چه؟
اسکل یعنی چه؟
خویش یعنی چه؟
خویش یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز