چای خوری

لغت نامه دهخدا

چای خوری. [ خوَ / خ ُ ] ( حامص مرکب ) خوردن چای. نوشیدن چای. چای آشامی. چای نوشی.، چایخوری. [ خوَ / خ ُ ] ( اِ مرکب ) اسباب چای خوری.آلات چایخوری. وسائل چایخوری. سرویس چای خوری، که مرکب است از 6 یا 12 یا 24 پاره ظرف مخصوص چای خوردن.

فرهنگ فارسی

۱- عمل چای خوردن چای نوشیدن. ۲- ( اسم ) آنچه که بدان چای نوشند: قاشق چایخوری.
اسباب چای خوری. آلات چایخوری. وسائل چایخوری. سرویس چای خوری که مرکب است از ۶ یا ۱۲ یا ۲۴ ظرف مخصوص چای خوردن.

جمله سازی با چای خوری

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 قبل از تکثیر بایستی به ازاء هر ۲ لیتر آب، یک قاشق چای خوری نمک به آب اضافه شود. تهویه بایستی به آرامی صورت گیرد و همواره آکواریوم بایستی تمیز باشد. وقتی ماهی ماده شکمی ورم کرده پیدا کرد، بایستی آن را با یک نرم در آکواریوم آماده شده برای تخمریزی نگه داشت.

محتمل یعنی چه؟
محتمل یعنی چه؟
نماز یعنی چه؟
نماز یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز