پیچ پیچان
مترادفها
مارپیچ، پر پیچ و خم
متضادها
مستقیم، صاف
لغت نامه دهخدا
پیچ پیچان. ( ص مرکب ) پیچان پیچان.
فرهنگ عمید
پیچان پیچان.
فرهنگ فارسی
( صفت ) پیچان پیچان.
جمله سازی با پیچ پیچان
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 از سبوی تنت روانه روان پیچ پیچان رود چو آب روان