گوله پیچ کردن
مترادفها
مچاله کردن، لوله کردن
متضادها
باز کردن، از هم باز کردن
لغت نامه دهخدا
گوله پیچ کردن. [ ل َ /ل ِ ک َ دَ ] ( مص مرکب ) رجوع به گلوله پیچ کردن شود.
فرهنگ فارسی
گلوله پیچ کردن
جمله سازی با گوله پیچ کردن
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب
💡 او تمام کاغذهای قدیمی و نوشتههای بیاستفاده خود را با عجله گوله پیچ کرد و آنها را در گوشهای از اتاق انداخت تا فضا باز شود.
💡 وقتی با خشم و درماندگی مواجه شد، تمام نقشههایی را که با دقت کشیده بود گوله پیچ کرد و آنها را روی زمین پرت نمود.
💡 برای اینکه بتواند قطعات پلاستیکی را در فضای کم صندوق خودرو جای دهد، آنها را به دقت گوله پیچ کرد و در کنار بقیه وسایل قرار داد.