لغت نامه دهخدا
پروانی. [ پ َرْ ] ( اِ ) نام فنی از کُشتی و آن گرد حریف گشته پایش ناگهان برداشتن و از جا ربودن است. ( از بهار عجم و چهارشربت به نقل غیاث اللغات ).
پروانی. [ پ َرْ ] ( اِ ) نام فنی از کُشتی و آن گرد حریف گشته پایش ناگهان برداشتن و از جا ربودن است. ( از بهار عجم و چهارشربت به نقل غیاث اللغات ).
در کشتی، فنی از کشتی که کشتی گیر گرد حریف بچرخد و ناگهان پای وی را بگیرد و او را از جا بکند.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 افراد معروف این حزب پیش از انشعابات عبدالعلی مزاری، کریم خلیلی، سید علی بهشتی، محمد محقق، محمد اکبری، قربان علی عرفانی، صادقی نیلی، سید عبدالحمید سجادی، میرحسین صادقی پروانی و سید محمد امین سجادی بودند.
💡 بلندبالا یا عزیز جان از ترانههای فولکلور خراسانی است که تاکنون توسط خوانندگان زیادی از ایران و افغانستان تحت عناوین مختلف خوانده شدهاست، از جمله سیما بینا، اسماعیل ستارزاده، سَتین، آریا امجد، فردین فریاد، تواب جاوید، شرافت پروانی و …