پر وفا

مترادف‌ها

وفادار، باوفا

متضادها

بی‌وفا، خیانتکار

لغت نامه دهخدا

پروفا. [ پ ُ وَ ] ( ص مرکب ) صاحب حسن عهد بسیار:
بیامد بکشت آن گرانمایه را
چنان پروفا مهربان دایه را.فردوسی.

فرهنگ فارسی

( صفت ) صاحب حسن عهد بسیار دارای وفا.

جمله سازی با پر وفا

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب

💡 از آن هر دو آزادهٔ پر وفا خبر شد بر احمد مصطفا

کلمات مرتبط

پیشنهاد شما
پیشنهادهای کاربران