«پای کاذب» یک اصطلاح در زیستشناسی است و به بخشی از بدن موجودات تکسلولی مانند آمیب گفته میشود که بهصورت موقتی از سلول بیرون میزند و به حرکت یا گرفتن غذا کمک میکند. این ساختار در واقع یک اندام واقعی و دائمی مانند پا در جانوران نیست، بلکه زائدهای نرم و موقتی است که سلول هر زمان لازم داشته باشد آن را ایجاد میکند. پای کاذب از طریق تغییر شکل ماده درون سلول به وجود میآید و با کشیده شدن به سمت جلو، باعث حرکت سلول در محیط میشود. همچنین این زائده به سلول کمک میکند تا ذرات غذایی را احاطه کرده و به داخل خود بکشد، که این فرایند نوعی تغذیه محسوب میشود. در موجوداتی که دارای پای کاذب هستند، شکل بدن ثابت نیست و آنها میتوانند بهراحتی تغییر شکل دهند. این حرکت و تغییر شکل به کمک رشتههای بسیار ریز درون سلول انجام میشود که قابلیت انقباض و انبساط دارند. به همین دلیل، به این نوع حرکت «حرکت آمیبی» نیز گفته میشود. واژه «کاذب» در اینجا به این معناست که این پا واقعی و دائمی نیست، بلکه فقط شبیه پا عمل میکند. پای کاذب نقش مهمی در بقا و فعالیت این موجودات دارد، زیرا هم در جابهجایی و هم در تغذیه به آنها کمک میکند. این ویژگی بیشتر در موجودات ساده و تکسلولی دیده میشود و یکی از روشهای ابتدایی حرکت در دنیای زیستی به شمار میرود. بنابراین، این اصطلاح را میتوان یک برآمدگی موقتی و کاربردی دانست که سلول برای حرکت و گرفتن غذا از آن استفاده میکند.
پای کاذب
فرهنگستان زبان و ادب
{pseudopodium} [زیست شناسی-میکرب شناسی] افزایش طول میان یاختۀ یک یاخته در آمیب ها که نوعی زائدۀ موقتی تشکیل می دهد
دانشنامه عمومی
پای کاذب برآمدگی موقتی در یوکاریوت ها است. سلول هایی که دارای این توانایی هستند به طور کلی آمیبی شکل نامیده می شوند. پای کاذب با ایجاد زیر واحدهای برگشت پذیر اکتین در میکروفیلامنت ها منقبض و منبسط می شود.
ویکی واژه
افزایش طول میانیاختۀ یک یاخته در آمیبها که نوعی زائدۀ موقتی تشکیل میدهد.
جمله سازی با پای کاذب
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 بیگانهخوارها میتوانند با تغییر شکل در غشاء سلولی خود پای کاذب ایجاد کنند، و به این ترتیب دور سلولهای بیگانه را احاطه کرده و آنها را در واکوئل سیتوپلاسم خود محبوس کنند. آنگاه، لیزوزومهای آن آنزیمهای لازم برای هضم سلول بیگانه را ترشح کرده و آن را از بین میبرند.