لغت نامه دهخدا
ماه سیام. [ هَِ ] ( اِخ ) ماهی را گویند که مقنع به سحر و شعبده تا مدت چهار ماه هرشب از چاهی که پایین کوه سیام بود برمی آورد و چهار فرسخ در چهار فرسخ روشنایی می داد، گویند جزو اعظم آن سیماب بود. ( برهان ). ماهی را گویند که مقنع به شعبده در نخشب ساخته بودکه هرشب ازچاه طلوع می کرد و سیام نام کوه نخشب است. ( آنندراج ). ماه مقنع. ماه نخشب. ماه نسف. ماه کش. ماه کاشغر. ماه مزور. ( یادداشت به خط مرحوم دهخدا ):
نه ماه سیامی نه ماه فلک
که اینت غلام است و آن پیشکار.رودکی ( از فرهنگ جهانگیری ).