یاقوت وار

لغت نامه دهخدا

یاقوت وار. [ قوت ْ ] ( ص مرکب ) مانند یاقوت. سرخ:
یاقوت وار لاله بر برگ لاله ژاله
کرده بر او حواله غواص در دریا.کسائی.بیا ساقی آن آب یاقوت وار
درافکن بدان جام یاقوت بار.نظامی.من روی بر زمین و دو چشم اندر آسمان
بیجاده رنگ رویم و یاقوت وار چشم.زین الدین سجزی.

فرهنگ فارسی

مانند یاقوت سرخ

جمله سازی با یاقوت وار

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 جنگ گریز چندتوان کرد چون سپند؟ یاقوت وار در دل آتش قرار گیر

💡 شمس تبریزی چو کان عشق باقی را نمود خون دل یاقوت وار از عکس آن برخاسته

💡 ما را زبان شکوه ز جور زمانه نیست یاقوت وار آتش ما را زبانه نیست

جنده یعنی چه؟
جنده یعنی چه؟
برعیس یعنی چه؟
برعیس یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز