لغت نامه دهخدا
گران گوشی. [ گ ِ ] ( حامص مرکب ) کری. سنگین گوشی:
بد مشنو وقت گران گوشی است
زشت مگو نوبت خاموشی است.نظامی.رجوع به گران گوش شود.
گران گوشی. [ گ ِ ] ( حامص مرکب ) کری. سنگین گوشی:
بد مشنو وقت گران گوشی است
زشت مگو نوبت خاموشی است.نظامی.رجوع به گران گوش شود.
سنگین بودن گوش: بد مشنو وقت گران گوشی ست / زشت مگو نوبت خاموشی ست (نظامی۱: ۸۸ ).
سنگینی گوش کری: بد مشنو وقت گران گوشی است زشت مگو نوبت خاموشی است. ( نظامی )
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 فرخی از کوس آزادی جهان بیدار شد پس چرا من از سبک مغزی گران گوشی کنم