لغت نامه دهخدا
فریومدی. [ ف َرْ م َ ] ( ص نسبی ) منسوب به قصبه فریومد. رجوع به فریومد شود.
فریومدی.[ ف َرْ م َ ] ( اِخ ) ابن یمین. رجوع به ابن یمین شود.
فریومدی. [ ف َرْ م َ ] ( ص نسبی ) منسوب به قصبه فریومد. رجوع به فریومد شود.
فریومدی.[ ف َرْ م َ ] ( اِخ ) ابن یمین. رجوع به ابن یمین شود.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 او دستیاری پدر در اداره املاک خراسان را برعهده داشت و گویا نخستین علقههای فرهنگیاش در سفری که همراه پدر به مشهد رفته بود، بسته شد. در آنجا به راهنمایی یکی از دوستان پدر با پارهای نفایس حرم رضوی آشنا شد و بعدتر هنگامی که در نیشابور نسخهای از دیوان ابن یمین فریومدی شاعر سده ششم هجری را به دست آورد، اندیشه بنیادگذاری یک کتابخانه بزرگ به ذهناش خطور کرد. حسین ملک در این زمان ۲۸ ساله بود.
💡 نسخهای خطی از دیوان پوربهای جامی (نوشته ۱۰۲۹ق)، در موزه بریتانیا موجود است. همچنین مثنوی «کارنامه اوقاف» او را ایرج افشار در ۳۱۵بیت در مدح عزالدین فریومدی و هجو صاحب اوقاف، به چاپ رسانده(۱۳۳۹ش) که در آن نام سراینده تاجالدین نسایی ضبط شدهاست. پوربها خود را همردیف سنایی و در هزل، مقلّد سوزنی سمرقندی میداند: