ماندگان
مترادفها
بازماندگان، باقیماندگان
متضادها
رفتگان، گذشتگان
لغت نامه دهخدا
ماندگان. [ دِ ] ( اِخ ) دهی از بخش سمیرم بالا است که در شهرستان شهرضا واقع است و 350 تن سکنه دارد. ( از فرهنگ جغرافیایی ایران ج 10 ).
فرهنگ فارسی
دهی از بخش سمیرم در شهرستان شهرضا
جمله سازی با ماندگان
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب
💡 از کششهای کمند شوق بیرون ماندگان هر زمان از بزم، بیتابانه بیرون میرود
💡 ز رفتن تو اگر رفتگان خوشند چسود که ماندگان ترا ماند داغها به جگر
💡 بگذر از این دست و پای مهر به سر نه چشم به ره ماندگان سر و پا را
💡 چند باشی با بدان یاد از نکو خواهی بکن یاد تنها ماندگان کنج غم گاهی بکن
💡 دلها شود کباب، چو خسرو کند نفیر چون دور ماندگان ز بر دور ماندگان
💡 غافلان را میبرد از جای اندک وسوسه سر به بالین ماندگان محتاج یک افسانهاند
💡 ماندگان این حادثه تلخ جنگ، اکنون در کمپهای موقت زندگی میکنند و به دنبال بازسازی زندگیهای از دست رفته و یافتن خانوادههای خود هستند.
💡 آثار باستانی و ماندگان این تمدن کهن در میان خرابهها یافت شدند که نشاندهنده شکوه و عظمت دوران طلایی این فرهنگ در گذشتهها است.
💡 داستانهای شفاهی از زبان ماندگان این روستا، اطلاعات ارزشمندی درباره آداب و رسوم و تاریخچه محلی که در کتابها نیست، به ما منتقل میکند.