لغت نامه دهخدا
نازک و نرم. [ زُ ک ُ ن َ ] ( ترکیب عطفی، ص مرکب ) نرم و نازک. نازپرورده.حساس. زودرنج. رجوع به نرم و نازک شود:
کاین هوا خشک و این زمین گرم است
وین ملک زاده نازک و نرم است.نظامی.
نازک و نرم. [ زُ ک ُ ن َ ] ( ترکیب عطفی، ص مرکب ) نرم و نازک. نازپرورده.حساس. زودرنج. رجوع به نرم و نازک شود:
کاین هوا خشک و این زمین گرم است
وین ملک زاده نازک و نرم است.نظامی.
نرم و نازک ناز پرورده.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 گوناگونی و کیفیت ملودی، یکی از بافتهای موسیقی را تعیین میکند. بهعنوان مثال یک کوارتت زهی از هایدن که دارای یک ملودی تغزلی است، بافتی نازک و نرم محسوب میشود. در مقابل اگر با قطعهای از استراوینسکی مقایسه شود که دارای ملودی گوشهدار و پرشی است، بافتی خشن و ضخیم را تداعی میکند. همچنین در یک مفهوم عمومیتر، این تفاوت را میتوان در پیچیدگیِ وزن و ریتمِ این دو قطعه مشاهده کرد.
💡 لعبتی دلفریب و پاک سرشت نازک و نرم همچو حور بهشت