کاتب الوحی

لغت نامه دهخدا

کاتب الوحی. [ ت ِ بُل ْ وَح ْی ْ ] ( ع ص مرکب، اِمرکب ) کاتب وحی. رجوع به کاتب وحی شود:
کاتب الوحی گل به آب حیات
به شقایق بخون نوشته برات.نظامی ( هفت پیکر چ وحید دستگردی ص 317 ).|| ( اِخ ) لقب رجالی زیدبن ثابت است. ( ریحانة الادب ج 3 ص 335 ).

فرهنگ فارسی

۱- کاتب وحی: کاتب الوحی گل باب حیات بشقایق بخون نئوشته برات. ( هفت پیکر ) ۲- ( اسم ) لقب زیدین ثابت در علم رجال.

جمله سازی با کاتب الوحی

💡 هر سخن کان به جای خود باشد کاتب الوحی آن خرد باشد

هلابیکم یعنی چه؟
هلابیکم یعنی چه؟
متمایز یعنی چه؟
متمایز یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز