چفتگی

لغت نامه دهخدا

چفتگی. [ چ َ / چ ِ ت َ / ت ِ ] ( حامص ) خم زلف و چوب و غیره. ( فرهنگ اسدی چ اقبال در لغت خم ص 344 ). خمیدگی. انحناء:
همیشه تا که زنخدان و زلف دوست بود
ز روی گردی گوی و ز چفتگی چوگان.فرخی.رجوع به چفت و چفتن شود.

فرهنگ عمید

خمیدگی.

فرهنگ فارسی

خم ( زلف چوب و غیره ) خمیدگی انحنا.
خم زلف و چوب و غیره.

جمله سازی با چفتگی

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 همیشه تا چو زنخدان و زلف دوست بود ز روی گردی گوی و ز چفتگی چوگان

💡 قوله تعالی: هُوَ الَّذِی أَنْزَلَ عَلَیْکَ الْکِتابَ. او آنست که فرو فرستاد بر تو این نامه، مِنْهُ آیاتٌ مُحْکَماتٌ ازوست آیتهای استوار داشته و تمام کرده هُنَّ أُمُّ الْکِتابِ معظم قرآن و مایه دین داران و علم جویان آنست. وَ أُخَرُ مُتَشابِهاتٌ و آیتهای دیگر است که بهم مانند در ظاهر، و جز از یکدیگرند در حقیقت فَأَمَّا الَّذِینَ فِی قُلُوبِهِمْ زَیْغٌ اما ایشان که در دل ایشان کژی و چفتگی است‌.

💡 از چفتگی چو چنگ شدم در فراق او از ناله همچو زیر شدم از فغان چو بم

برعیس یعنی چه؟
برعیس یعنی چه؟
اوبی یعنی چه؟
اوبی یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز