لغت نامه دهخدا
ناخن بر. [ خ ُ ب ُ ] ( اِ مرکب ) کازود. مقراض کوچکی که بدان ناخن ها را گیرند. ( ناظم الاطباء ). مقراض. ( شمس اللغات ). رجوع به ناخن برا شود.
ناخن بر. [ خ ُ ب ُ ] ( اِ مرکب ) کازود. مقراض کوچکی که بدان ناخن ها را گیرند. ( ناظم الاطباء ). مقراض. ( شمس اللغات ). رجوع به ناخن برا شود.
نوعی قیچی که با آن ناخن را ببرند.
( صفت و اسم ) ۱ - مقراضی که بوسیله آن ناخن برند: بتاب یکسرناخن قواره مه را دوشاخ چون سر ناخن برا نمود بتاب. ( خاقانی ) ۲ - مقراض قیچی. توضیح هم [ ناخن برا( ی ) ] صحیح است و هم [ ناخن پیرا( ی ) ] و هیچیک محرف دیگری نیست.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 بر زمین نام علی از نوک ناخن بر نگار تا توانی نقش دل برگل مصوّر داشتن
💡 بس که جوش حرص برد از خلق آثار تمیز امتحان طاس ناخن بر سر کل میزند
💡 نیست این شکل هلالی زخم ناخن بر تنم نقش نعل توسنش بر سینه خود کندهام
💡 سنگ گردیده است از فولاد جوهردارتر تیشه من بس که ناخن بر رخ خارا کشید
💡 تا خر اندیشه را از گل برون آرد به جهد برد دست اندر محاسن سود ناخن بر قفا
💡 که پیچید تا بامدادان به درد به ناخن بر و سینه را چاک کرد