مالداری

لغت نامه دهخدا

مالداری. ( حامص مرکب ) دولت و ثروت و غنا. ( ناظم الاطباء ). ثروتمندی. توانگری:
سلطان عرب به کامکاری
قارون عجم به مالداری.نظامی.|| داشتن استر و خر و مانند آن بیشتر برای کرایه دادن. ( یادداشت به خط مرحوم دهخدا ). دارای چارپایان بودن. || تربیت گاو و گوسفند و اسب: شغل اهالی کشاورزی و مالداری است. ( فرهنگ فارسی معین ).

فرهنگ فارسی

ثروتمندی و توانگری
۱- ثروتمندی توانگری. ۲- دارای چارپایان بودن.۳- تربیت گاو و گوسفند واسب: شغل اهالی کشاورزی و مالداری است.

جمله سازی با مالداری

💡 بهم فشردن دست صدف، بس است دلیل که مالداری بسیار، خست آرد بار

💡 انور الحق احدی کوچک محمد صیدالی (زادۀ ۱۳۳۰ه‍.خ) سیاستمدار اهل افغانستان است. او وزیر مالیۀ (دارایی) دولت حامد کرزی بود. وی هم‌اکنون وزیر وزارت زراعت، آبیاری و مالداری و رهبر جبهۀ ملی نوین افغانستان(حزب افغان ملت پیشین) است.

💡 آب آن از قنات و سد سیمانی (ساخته شده در سال 1356)، محصول آن گندم، نخود، زعفران، پیاز، تنباکو، زیره سبز و شغل اهالی زراعت و مالداری است.

💡 شماری از باشندگان فارم‌های زنبورعسل نیز دارند و از این طریق یک اندازه عواید به دست میارند و همچنان برخی بیشتر از باشندگان وردک مصروف پرورش حیوانات هستند و مالداری منبع مهم عایدات آنها به‌شمار می‌رود.

💡 دوم آنکه مالداری را از بی چیزی دوست تر داشته باشد، و لیکن محبت او به مال به مرتبه ای نیست که خود را به مشقت و زحمت افکند، و از حرام مضایقه نداشته باشد، بلکه اگر بی زحمت یا به اندک طلبی که مانع عبادت او نشود و چیزی به دست او آید خوشحال می گردد و این را فقیر قانع می نامند.

💡 تهیدست با ایمنی خفته جفت به از مالداری که ایمن نخفت

کپه اقلی یعنی چه؟
کپه اقلی یعنی چه؟
دلخ یعنی چه؟
دلخ یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز