نازک مزاجی

لغت نامه دهخدا

نازک مزاجی. [ زُ م ِ ] ( حامص مرکب ) ملایم طبعی. نرم خوئی. || رقت قلب. زودرنجی. حساسیت:
اگر دانستمی نازک مزاجیهای طبعش را
درون سینه پای آه را زنجیر می کردم.؟ ( از آنندراج ).بس که از نازک مزاجی بی دماغم کرده اند
می برد از خویش موج چین پیشانی مرا.جودت هندی.

فرهنگ فارسی

۱ - ملایم طبعی نرم خویی. ۲ - حساسیت زودرنجی.

جمله سازی با نازک مزاجی

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 ز بس لطافت و نازک مزاجی از نم ابر هوا سرشته در اجزای شاهد بستان

💡 به این نازک مزاجی حیرتم آسوده می‌دارد و گرنه جنبش مژگان به چشمم نشتری‌ کردی

ریحانه یعنی چه؟
ریحانه یعنی چه؟
هوابد یعنی چه؟
هوابد یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز