نرم خویی
مترادفها
خوشاخلاق، ملایمت، مهربانی، با ملاطفت، با نزاکت
متضادها
تند خویی، بدخویی
لغت نامه دهخدا
نرم خویی. [ ن َ ] ( حامص مرکب ) دماثت. ( از منتهی الارب ). دماثت اخلاق. ( یادداشت مؤلف ). ملایمت. نرمی. مهربانی:
چون گل بگذار نرم خویی
بگذر چو بنفشه از دورویی.نظامی.بر آنکس که اش سخت رویی بود
درشتی به از نرم خویی بود.نظامی.چه سازیم تا نرم خویی کنند
ز بیگانه پوشیده رویی کنند.نظامی.ندیم آنگه کند گستاخ رویی
که بیند از بزرگان نرم خویی.امیرخسرو.
فرهنگ عمید
خوش خویی.
فرهنگ فارسی
۱ - دارای خلق ملایم بودن. ۲ - دارای خلق پسندیده بودن.
جمله سازی با نرم خویی
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب
💡 بی ریاضت کی ملایم می شود طبع ثقیل نرم خویی را کس از سنجاب نتواند گرفت
💡 افکند نرم خویی خویت دوستی در میان شیر و غزال
💡 رسولی فرستیم از سوی خویش ره نرم خویی بگیریم پیش