نرم شانه. [ ن َ ن َ / ن ِ ] ( ص مرکب ) کنایه از کاهل. ( برهان قاطع ) ( فرهنگ نظام ) ( ناظم الاطباء ):
از ظهوری است سخت بازوئی
کوه کن نرم شانه ای بوده ست.ظهوری ( از آنندراج ). || کم قدرت. ( برهان قاطع ). ضعیف. ( فرهنگ نظام ) ( آنندراج ).سست. ( ناظم الاطباء ). || جبان. ( فرهنگ نظام ) ( آنندراج ). || مطیع. ( برهان قاطع ) ( ناظم الاطباء ). فرمانبردار. ( ناظم الاطباء ). کسی که هر چیز بگویند همان قبول کند و هرچه تکلیف کنند تن دردهد.( فرهنگ نظام ) ( حاشیه برهان قاطع چ معین ) ( آنندراج ):
زنجیر زلف چاره دلهای سرکش است
اینجا ز موم سنگ شود نرم شانه تر.صائب ( از آنندراج ). || مخنث. حیز. ( انجمن آرا ) ( فرهنگ خطی ). بی حیا. ( فرهنگ خطی ):
نرم شانه سخت دیده سست رگ
بیوه پرور کم خرد بسیارخور.پوربهای جامی ( از انجمن آرا ).
۱. شخص کم زور.
۲. فروتن و فرمان بردار.
۱ - کسی که هرچه بگویند قبول کند و بهرچه ویرا تکلیف کنندتن دردهدمطیع رام ۲ - ناتوان کم زور: ازظهوری است سخت بازویی کوهکن نرم شانه ای بودست. ( ظهوری فرنظا. ) ۳ - اثرناپذیر: زنجیرزلف چاره دلهای سرکش است اینجازموم سنگ شودنرم شانه تر. ( صائب فرنظا. ) ۴ - مخنث هیز: نرم شانه سخت دیده سست رگ بیوه پرورکم خردبسیارخور. ( پوربهای جامی رشیدی )
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 نشد ز مهر بما نرم شانه گردد یار کشیده ام ببرش چون کمان همیشه به زور
💡 چنین که زلف تو شد نرم شانه از خط سبز امید هست که من نیز کامیاب شوم
💡 زمام حوصله نگرفت و کوهکن جان داد چه نرم شانه گذشت و چه سخت کوش آمد
💡 از میوه فروش نرم شانه خونست دلم چو هندوانه
💡 زلف تو نرم شانه شد از گوشمال خط هر مویی ازتو شد شب عید از هلال خط